X
تبلیغات
فضای مجازی

شنبه بیست و ششم دی 1388

مقاله نهایی

 

بازنمایی گفتمان سیاسی و مذهبی در وبلاگ های دانشجویان علوم اجتماعی

چکیده

این مقاله ، مطالعه ای است در باب وبلاگ های دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که به مناسبت ایام محرم و عزاداری امام حسین(ع) مطلب نوشته و اظهار نظر نموده اند. با توجه به تاثیر فضای مجازی در زندگی طبیعی یا واقعی انسانها و باتوجه به عملکرد رسانه های جمعی نسبت به پدیده دین و دینداری و بازنمایی خاص رسانه ای از آن، دراین مطالعه سعی شده است تا وبلاگِ دانشجویان را به عنوان یک رسانه و یک ارتباط گر آگاه که موقعیت دسترسی در این فضا را نیز دارند، مورد پژوهش قرار گیرد. در در همین راستا، مطالبی که پیرامون عزاداری امام حسین(ع) در دهه اول محرم که در وبلاگ دانشجویان درج شده اند، با استفاده از روش تفسیری و براساسِ رویکرد نشانه شناسی و همچنین با استفاده از نظریه بازنمایی مورد تحلیل وتفسیر قرار گرفته اند تا چگونه بازنمایی نمودنِ آنان از پدیده عزاداری در وبلاگ شان به عنوان یک رسانه مشخص گردد. در کل، این مقاله پاسخی است بر این پرسش که دانشجو به عنوان یک مطلع از ماهیت رسانه ای و آگاه نسبت به پدیده ای دینداری چه گفتمانی را در وبلاگ خود دنبال می کند؟

 

کلید واژه : گفتمان سیاسی و مذهبی، فضای مجازی، وبلاگ دانشجویان و بازنمایی.
 

مقدمه

امروزه بیش از پیش ارتباطاتِ انسانی و اجتماعی متکی به «فضای مجازی»[1] شده است که در آن «حس از امکانات رهایی بخش وجود دارد... وشبکه های رقمی[2] چیزی ساخته اند که کمتر از «محیطِ اجتماعی»[3]  نوینی نیست»(رابینز و بستر،338:1384). منظور ازحسِ رهایی در این فضا، ابعادِ زمانی و مکانی است که دگرگون شده ویا از بین رفته اند. محدودیتی برای کاربران وجود ندارد وهمینطور محیطِ اجتماعی نوین مربوط به نوعی از ارتباطات می شود که قاعده های ارتباطی فضای طبیعی یا واقعی در آن کم رنگ ویا متحول می شوند. گفته می شود «فضاي مجازي به جهان اطلاعات مربوط مي شود که بوسيله اينترنت و صنايع تکميلي فراگير کامپيوتر ساخته شده است[که در آن از یک سو]، واقعيت هاي مجازي و ساير تکنولوژي هاي اطلاعاتي کارآمدي اين فضا را بالا برده و به صورت چشمگير فضاي مجازي را در ارتباط تنگا تنگ با فضاي واقعي قرار داده است»(عاملی،1388) و از سوی دیگر، «فرهنگ مجازی را در چارچوب حلقه های پیوند نوین فناوری- فضا [قرار داده است] که وجه مشخصه ی آن فرهنگ صمیمانه وباز ترکیبی و سازنده ی تجمع های ارتباطی است»(رابینز و بستر،338:1384). بدین صورت، مشخص می شود، فضای مجازی که به وسیله اینترنت در گونه های سایت و وبلاگ ها واقعیت های فضای طبیعی را بازسازی نموده و هر کدام به عنوان یک رسانه ضمن ایجاد «ارتباطِ موثر»[4] منعکس کننده واقعیت و رویداد ها در جامعه نیز به شمار می آید. به نظر می رسد، واقعیت های که در سیاست، فرهنگ و عقایدِ مردم وجود دارند و بطور روزمره ممکن است در زندگی اجتماعی انسانها بروز و ظهور کنند، درحال حاضر بیش از دیگر رسانه ها در فضای مجازی و در قالب سایت یا وبلاگ متجلی و منعکس می شوند. البته، با این تفاوت که این نوع ارتباط و انتقالِ پیام ها  گفتمانی را شکل می دهند که در محیط صمیمانه صورت می پذیرند و « در این فضا هیچ شخص یا گروه یا جماعتی نمی‌تواند اراده خود را بر دیگران تحمیل کند. هر فرد یا جماعتی می‌تواند، بخشی از این فضا را در اختیار بگیرد و به نشر آرا و عقاید خود بپردازد»(سروی زرگر،1387). مثلاً، یکی از واقعیت های امروز که از عقاید و فرهنگ مردم در جامعه ایرانی نشات می گیرد، واقعیتی موسوم به عزاداری است که در دهه اولِ محرمِ هر سال یک نوع گفتمان مذهبی را در فضای مجازی شکل می دهد. ممکن است، مردم بصورت آزادانه و داوطلبانه درقالب وب سایت ویا وبلاگ تجارب خود را در این ایام برای بازگویی واظهار عقاید خود نسبت به امام حسین(ع) به «جنبه معناداری» تبدیل کنند. منظور از جنبه معنادار «بازنمایی»[5] های خاص رسانه های است که« همچون آینه برای انعکاس واقعیت عمل نمی کنند وبه دلیل واسطه و میانجیِ بینِ آگاهی های فردی و ساختار های گسترده اجتماعی، سازنده معنا هستند و بر ساخت[های] اجتماعی تاثیر می گذارند»(مهدی زاده،9:1387).

با این حال، می دانیم که گفتمان مذهبی در فضای مجازی بی نهایت وسیع و گسترده است و از عهده این مقاله نیز خارج. اما، این مقاله، به دلیل اهمیت فضای مجازی در زندگی روزمره و«روند یکی شدن واقعیت های فضای مجازی و واقعی»(عاملی،1388)از یک سو، بازنمایی های خاص یک رسانه از سوی دیگر، سعی می کند تا مطالعه ای خود را  در باب مراسم های عزاداری امام حسین(ع) در محرم سال 1388 شمسی که در وبلاگ های شخصی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران انعکاس یافته اند، متمرکز کند. با توجه به مسائل سیاسی اخیر در جامعه که در بین دانشجویان نیز مطرح است، تصور می شود روایت یکسانی از این امر در بین دانشجویان که مذهب یکسانی دارند، وجود نخواهد داشت. این موضوع این پرسش را مطرح می کند که آیا مسائل سیاسی توانسته اند، تحولی درمحتوای عزاداری دانشجویان به وجود آرد. به عبارت دیگر، مسائل سیاسی چقدر بر امر مذهبی پیشی گرفته است و آن را تحت شعاع قرار داده است ؟ جهتِ درک درستر از موضوع لازم است، در مورد وبلاگ نگاری و گفتمان مذهبی با اشاره به مسئله عزاداری از نگاه تاریخ و صاحب نظران ، بیشتر بدانیم تا زمینه ای در این جهت فراهم آید.

طرح مسئله

یکی از بحث های مطرح در علوم اجتماعی و مرتبط بودن آن با حوزه رسانه های جمعی، مسئله ای دین و رسانه است و به تبع دانشجویان علوم اجتماعی متناسب با گرایش های رشته ای خود چند واحد از این درس را بطور اختیاری ویا اختصاصی پاس می کنند. منابعی که در این واحد درسی از سوی استاد پیشنهاد می شوند، ضمن پرداختن بیشتر به مفاهیم دین و دینداری تاکید خاصی بر ماهیت رسانه دارند و دانشجویان را به عنوان یک محقق یا پژوهشگر اجتماعی از این موضوع آگاه می سازد. مثلاً، یکی از این منابع معتقد است که «اگر دین را به عنوان یک نهاد اجتماعی تعریف کنیم، می توان چهره هایی واقعی از آن مثل اماکن، سازمان ها، نهادها ومتون مربوط به آن را در جهان خارجی سراغ گرفت، ولی اگر به وجه دورنی دین [یعنی] ایمان نظر داشته باشیم، واقعیتی بیرون از آن نمی توان مشاهده کرد. ایمان در رابطهء فرد و امر مقدس و مورد باور او وجود و معنی پیدا می کند»(بهار،15:1388)و همینطور این منبع در مورد ماهیت رسانه تاکید می کند که در اصل رسانه ها ماهیت تجاری- صنعتی دارد و« قید دینی برای برنامه ها صرفاً در رابطه ای که مخاطب و تولید کننده با مادهء تولید شده دارند، معنی پیدا می کند. بنابراین یک پدیدهء عینی بنام برنامه دینی وجود ندارد...[مثلاً]، قید اسلامی مشخص نمی کند که رسانه ها ماهیت اسلامی دارد ویا اهداف و غایت اسلامی را دنبال می کند»(همان،17).

 با طرح این موضوع، مشخص می شود که دانشجویان علوم اجتماعی نسبت به عملکرد رسانه ها در حوزه دین و دینداری به اندازه ای مطلع هستند. با این وجود، صرف نظر از دیگر رسانه های جمعی که بطور یقین دانشجویان در موقعیت دسترسی به آنها نیستند، حال این سئوال در ذهن خطور می کند که دانشجویان علوم اجتماعی که دسترسی آسان به فضای مجازی را دارند و از این طریق به انتقال دانش و برقراری ارتباط دست می یازند، رویداد های بنام دینی- مذهبی که در هر سال یک بار تحت عنوان عزاداری امام حسین(ع) یک دهه از ماه محرم را به خود اختصاص می دهد، چگونه در وبلاگ های شخصی شان انعکاس می دهند. به عبارت دیگر، این مطالعه سعی می کند ، به این پرسش نیز پاسخ دهد که آیا دانشجویان علوم اجتماعی به عنوان ارتباط گران رسانه ای مثل وبلاگ، نسبت به پدیده عزاداری نگاه متفاوت در مقایسه با دیگر رسانه ها دارند، یا خیر؟ و همینطور، سعی می شود با تفسیر آنان از عزاداری بنام یک پدیده دینی- مذهبی به این مسئله واقف شود که چه رابطه ای بین تحصیل در حوزه دین و رسانه و زمینه فرهنگی صاحبان وبلاگ وجود دارد ؟ در کل، این مطالعه بر آن است که ضمن پاسخ به موارد بالا به بازنمایی عزاداری دانشجویان در وبلاگ های آنان بپردزاد.

مفاهیم و نظریات

می دانیم که فضای مجازی در واقع محیطی است که از طریق شبکه های اینترنتی وآنلاین[6] بودن کاربرها، جهانی از اطلاعات به وجود آمده و بین آنان مبادله می گردد. «این فضا مشتمل بر فرهنگ [و دانشی] است که میان کاربران آن ایجاد می‌شود. طبق دیدگاه جبرگرای رسانه‌ای و آنگونه که «کاستلز»[7] مطرح می کند،«ارتباطات کامپیوتری»[8] یک تکنولوژی، یک رسانه و در نهایت موتور تغییرات اجتماعی است. این ارتباطات نه تنها روابط اجتماعی را می سازد، بلکه فضایی است که در آن روابط اجتماعی رخ می‌دهد»(سروی زرگر،1387). به نظر می رسد؛ تغییراتی که سبب بروز روابط جدید اجتماعی می شود، ضمن ایجاد وحفظِ هنجار های خاص فضای مجازی ارزشها وانگیزه های مشترک و مورد توافق مردم را نیز داراست. در وب ها«چیزهایی که بر روی صفحه ظاهر می شوند، فقط تصاویری از تجربه نیستند که از این طریق منتقل شود، بلکه خود به تجربه تبدیل می شوند»(همان). چیزی که کوین رابیز و فرانک وبستر[9] در کتاب عصر فرهنگ فناورانه از آن بنام «محیط معرفتی»[10] یاد می کند که در آن رابطه ها نوین«بطور مستقیم تبدیل به گرایش ها و ارزشهای اجتماعی شده است و به ما می گویند که دانش در فضای مجازی دیگر مجرد نیست بلکه تبدیل به نمودِ رویت پذیر و ملموس افراد وگروهایی می شود که در آن فضا بسر می برند»( رابینز و بستر ،316:1384). در واقع، این امر بیانگر یک نظریه هنجاری است« که بر اساس ارزشها و موقعیت های ایدئولوژیک در موارد معین ارتباط چگونه باید شکل بگیرد و کارکرد داشته باشد»( ویندال ودیگران،18:1387)، صورت می پذیرد. بر همین اساس می توان گفت که محیط معرفتی در موقعیت ها و رویداد های خاص دنیای واقعی در فضای مجازی با تاکید بر ارزشها و ایدئولوژی های میهنی یا مذهبی کاربران شکل می گیرد و محسوس تر و ملموس تر از دیگر رسانه های جمعی مورد کنش جمعی مخاطبان قرار گرفته تبدیل به یک ارتباط تعاملی ودر نهایت منجر به یک روابط جدید اجتماعی می شود.

در مورد دین، کارکرد گرایان تاکید می کند که«دین صرفاً دستگاهی متشکل از اعتقادات و باورها نیست(آنطور که وبر اظهار می دارد)؛ بلکه دستگاهی از کنش ها شامل مناسک[11] رسمی و مراسم نمادین برای مشخص کردن گذر ازمراحل مهم زندگی، مرگ، تولد ونیز جشن های موسمی است. به عقیده دورکیم این مناسک برای حفظ همبستگی وانسجام اجتماعی، حفظ نظم و ثبات از اینرو ایجاد منافع جمعی، کارکرد اساسی برای جامعه دارند.(بهار،1388). به گفته لاهمان دین شکلی از ارتباطات است و«نوعی وسیله ای ارتباطی است که با تکیه بر نگرش فطری تعالی جویانه خود سعی دارد به ابهامات ریشه ای موجود در نظام ارتباطات بشری پاسخ داده و راهای چیرگی یا حد اقل مدیریت این مسائل لاینحل و تبعات حاصل از آن را عرضه کند»(هینس،97،1381). اما، زمانی که «دین رسانه ای می شود ، ماهیت اصلی آن که معنویت باشد، کم رنگتر به نظر می رسد واین امر به دلیل ماهیت رسانه ای است که جایگزین آن می شود( بهار،1388)و هر رسانه با ویژگی های خاص خودش بازنمایی های از دین را به نمایش می گذارد و« از همین روست که رسانه ها را می توان عرضه کننده های اصلی فرهنگ جهانی، فرهنگ غربی و نسبیت گرایی دین وفرهنگ دانست. آشکار است که این گونه رسانه ها تبعاتی را نیز هم برای ارزشها و اقتدار سنتی ادیان و هم برای ثبات سیاسی با خود به همراه دارند»(هینس،1381،106).

با ذکرمختصر نظریات بالا در مورد دین و فضای مجازی که لازمه این مقاله نیز می نمود ، حال به نظریه بازنمایی که این مطالعه متکی بر تحلیل آن است، اشاره می شود. مهدی زاده(1387) در کتاب رسانه ها و بازنمایی آورده است که «بازنمایی تولید معنا از طریق چارچوب های مفهومی و گفتمانی است که از طریق نشانه ها به ویژه زبان تولید می شود. فرایند تولید معنا از طریق زبان را رویه های دلالت می نامند. لذا ، آنچه واقعیت نامیده می شود، خارج از فرایند بازنمایی نیست»(مهدی زاده ،15:1387). او در تائید گفته اش با نقل قولی از استورات هال می گوید« هیچ چیز معناداری خارج از گفتمان وجود ندارد و مطالعات رسانه ای وظیفه اش سنجش شکاف میان واقعیت وبازنمایی نیست بلکه تلاش برای شناخت این نکته است که معانی به چه نحوی از طریق رویه ها وصورت بندی های گفتمانی تولید می شود»( همان). برای درک معانی، مطالعات فرهنگی با اتخاذ نگرشی بر سازنده در باره بازنمایی باور دارد که« پدیده ها فی نفسه قادر به دلالت نیستند، بلکه معنای پدیده ها ناگزیر باید از طریق و به واسطه ی فرهنگ بازنمایی شود... بازنمایی فرهنگی و رسانه ای نه امری خنثی و بی طرف، که آمیخته به روابط ومناسبات قدرت جهت تولید اشاعه معانی ومرجّح در جامعه در راستای تداوم و تقویت نابرابری های اجتماعی است.[بر این اساس]، بازنمایی ها در بافت معانی مثل عقل سلیم، تولید وتوزیع می شوند، اما این وضعیت تحت اداره و کنترل یک نظام قدرت است که به بعضی از معانی مشروعیت می بخشد و به بعضی دیگر، خیر»(همان،16 و17). مهدی زاده به نقل کلورت و لیوس(2002)[12] این امر را باز نمایی ایدئولوژیک می داند و اظهار می دارد« شناخت بازنمایی ، ما را به سوی کندوکاو پیرامون قدرت و ایدئولوژی می کشاند»(همان،17).

روش پژوهش

اعتقاد بر این است که «برای تفسیر وتائید از یک [متن] ، به عنوان تفسیر قابل قبول، قطعاً بافتی که در آن نگاشته شده است، عامل کلیدی است. اصطلاح بافت[13] در نشانه شناسی به شرایط دنیایی واقعی-فیزیکی، روان شناختی، تاریخی، اجتماعی وغیره- ارجاع دارد که در نهایت تعیین می کند، چگونه «نشانه» ساخته می شود و چه «معنایی» می دهد»(دانسی،54:1387). به همین دلیل، مقاله حاضر که در ابتدای امر سعی نموده است، تا با مطالعه مختصری در مورد تاریخ وفرهنگِ مردم ایران و زمینه عزاداری که موضوع این پژوهش نیز می باشد را فراهم نماید. این امر، از یک سو می تواند به مطالعه فوق که از نوع تفسیری با رویکرد بازنمایی است، کمک شایانی کند و از سوی دیگر، درک و فهم عمیق تری از موضوع مطالعه را برای مخاطبان مهیا سازد. همانطور که عرض شد، تفسیر یک متن به عنوان تفسیر قابل قبول ضمن در نظر داشتن بافتِ متن، مستلزم استفاده از نشانه شناسی نیز می باشد. از آنجا که«نشانه شناسی» شیوه است در بازنمایی، سعی می شود با نگاه اجمالی به آن که در تحلیل متن نیز مورد استفاده قرار می گیرد، بپردازد. «در اصطلاحِ نشانه شناسی، نشانه شناسی، تصویر[ یا متن] به عنوان یک دال بصری[14] طبقه بندی می شود، یعنی شکلی(X)، ساخته شده باعناصری که قابل دیدن هستند و پاسخ به پرسش معنای آن چیست، (Y) «مدلول» آن است. اکنون، پاسخ به اینکه چگونه این «معنا» را «بازنمایی» می کند،(X=Y). در نهایت، جستجو برای یافتن پاسخ به این که چرا تصویر به معنای ایده روشن [یا مدلول آن] است، همان جایی است که کار واقعی تحلیل نشانه شناسی آغاز می شود»(دانسی،50:1387). در ضمن، دانستن زمینه یا بافت یک متن که جهت تفسیر الزامی است، به این امر صدق می کند که «نشانه شناس باید از فرهنگی که بازنمایی در آن رخ می دهد ، آگاهی داشته باشد تا بتواند تفسیری از آن ارائه کند. [چیزی که کارشناسان آن را] نظم دلالت کننده[15] می نامند و به این دلیل که از شبکه ای از ساخت های معنایی تشکیل شده است.» (همان،55). میشل فوکو[16] این« شبکه را ساختاری درهم بافته[17] می نامد که در آن مرزهای معناها هرگز روشن نیستند و هر دالی در سیستمی از ارجاعات به دال های دیگر گرفتار است؛ هر دال، گرهی در یک شبکه از مدلول های توزیع شده یا معناهای واقعی مورد استفاده است»(همان).

بدین صورت، باید گفت که این مطالعه، یک پژوهش کیفی است و معطوف بر بازنمایی مراسم عزاداری دانشجویان در محرم سال جاری که در وبلاگ های شخصی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران انعکاس یافته است. بطور کل، جامعه آماری این مطالعه را«38» عنوان وبلاگ تشکیل می دهد که از میان آنها، فقط«13» عنوان وبلاگ به مراسم و عزاداری امام حسین(ع) پرداخته اند و از بین این تعداد وبلاگ «3» تای آن جهت تحلیل به صورت تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفته اند. البته، به دلیل اتفاقاتِ تهران در روز عاشورای امسال، دانشجویان مطالبی را در جهت این اتفاقات که از عقاید دینی و سیاسی آنان نشات گرفته، نوشته اند. اما، در این مطالعه سعی شده است که فقط به مطالبی که قبل از این اتفاقات در باره محرم و عزاداری امام حسین(ع) نوشته شده اند، متمرکز شود. همچنین یاد آوری این نکته الزامی است که  هر چند، صاحبان این وبلاگ ها را دختر و پسران دانشجو تشکیل می دهند. ولی، این مطالعه بر آن است که بدور از نگاه جنسیتی ، فقط به بازنمایی از متنِ وبلاگ به عنوان یک رسانه متمرکز باشد. از آنجا که دانشکده علوم اجتماعی دارای دانشجویان در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری می باشد، وبلاگ های مورد مطالعه ممکن است متعلق به دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری باشند. البته، سطوح تحصیلات آنان در این مطالعه مد نظر قرار نمی گیرد و فقط انعکاس عزاداری امام حسین(ع) در وبلاگ آنان مورد تامل است.

مرور بر ادبیات تحقیق

قبل از گسترش وبلاگ به معنی امروزی «وب ‌سایت های شخصی[به وجود آمد که] در مراحل اولیه یا خود توصیفی بود و یا برای ارتباط با دیگران به کار می رفت. اما در حدود سال 1995 با ترکیب این دو نوع، دفترچه خاطرات روازانه آنلاین[18] ایجاد شد. «دفترچه خاطرات آنلاین»، یک دفتر خاطرات یا دفتر وقایع روزانه شخصی است که بر روی وب‌ سایت شخصی یا وب‌ سایت میزبان دفترچه خاطرات منتشر می‌شود. نویسندگان به صورت دائمی گزارش‌ هایی از زندگی شخصی خود در دفترچه ‌های خاطرات آنلاین می‌نویسند. این دفاتر آنلاین را می‌توان از لحاظ ساختاری نوعی وب‌سایت تعریف کرد که مطالب آن از لحاظ ترتیب زمانی به طور معکوس ایجاد و نمایش داده می‌شود»(میورا[19] و یاماشیتا[20]،1388). پس از وب سایت شخصی، میورا و یاماشیتا در مقاله ی تحت عنوان «مولفه های اجتماعی و روان شناختی موثر در وبلاگ نویسی»[21] از بلاگ یا همان وبلاگ نام می برد و معتقد اند که «در سال 1998 نوع جدیدی از وب ‌سایت به نام بلاگ[22] ایجاد و به تدریج با دفترچه ‌های خاطرات آنلاین یکی شده است. بلاگ نوعی سیستم برپایه وب است که در آن از ابزارهای گوناگونی برای سهولت در خود‌توصیفی و ارتباط با دیگران استفاده می‌شود. بلاگ ‌‌ها در تسهیل خودتوصیفی، بسیار مؤثرند. نویسندگان برای ایجاد بلاگ یا به روزکردن محتوای آن، فقط کافی است یک عنوان و پس از آن یک جمله به زبان ساده بنویسند. نیازی به اضافه کردن کدهای HTML یا ارسال فایل به وب ‌سایت نیست. بلاگ‌نویسان با استفاده از این سیستم می‌توانند، روند مورد نیاز برای خود توصیفی آنلاین را به طور قابل ملاحظه‌ای ساده کنند. علاوه بر این، سیستم‌ های بلاگ به نویسندگان امکان می‌دهد تا مطالب خود را بر اساس نوع مطلب نام‌گذاری و طبق تاریخ و موضوع طبقه ‌بندی کنند. این عمل بلاگ ‌نویسان را قادر می‌سازد تا خودتوصیفی خود را بر اساس تاریخ و موضوع بازبینی کنند. بلاگ‌ها ابزار گوناگونی برای ارتباط با دیگران فراهم می‌آورند. شاخص‌ترین آنها اظهارنظر[23] و بازتاب[24] است. افرادی که مطالب بلاگ را می‌خوانند، می‌توانند در مورد آن نظر دهند و نویسندگان بلاگ نیز می‌توانند با اظهارنظر متقابل یا نوشتن مطلبی جدید یا بازبینی شده، به نظرات خوانندگان پاسخ دهند»(همان). بدین صورت، «وبلاگ امکان جدیدی است که در حوزه اینترنت فراهم شده است. دسترسی آسان و ارزان به این امکان، آرزوی همه را برای دسترسی به فضایی برای ارائه نظرات و دیدگاه های آنها فراهم کرده است»(رضانیا،1387).

عزاداری در گذشته

روزنامه خراسان به نقل از موسسه انشتارات امیر کبیر می نویسد که «هرچند، عزاداری برای امام حسین(ع) و خاندان و یاران او به شکلهای مختلفی در طول تاریخ اسلام برگزار شده است، اما این مراسم، آن هم در حدّی گسترده به صورت سازمان یافته و با دستور و حمایت حکومت، از زمان آل بویه در بغداد آغاز گردید و دسته‏های عزاداری در شکل جدید، نخستین بار در سال 352 به وجود آمدند. به دستور معزّالدوله، عاشورای سال 353 عزای عمومی اعلام شد و از مردم خواسته شد که با پوشیدن جامه سیاه، اندوه خود را نشان دهند»(روزنامه خراسان،1388). این روند در حکومت های بعدی کماکان ادامه داشت و تا دوره خلفای عباسی که بکلی از بین رفت. «سرانجام در نيمه دوم قرن هفتم در سال 656 ق. با سقوط بغداد و حاكميت يافتن ايلخانان در ايران و عراق، مذهب اهل سنّت با بحران جدى روبه‏رو شد. از اين رو فرصت مناسبى براى توسعه تشيع و برگزارى شعائر و مراسم مذهبى آن فراهم گرديد و با روى خوش نشان دادن غازان خان به شيعيان و سرانجام با رسمى شدن مذهب تشيع در مدت كوتاهى در زمان "اولجايتو"، مراسم عزادارى عموميت يافت. مردم هرات پايتخت تيموريان، در نيمه دوم قرن نهم با فرا رسيدن ماه محرم به برگزارى مجالس سوگوارى براى امام حسين(ع) اهتمام مى‏ورزيدند و حتى شاهزادگان و امرا نيز به برگزارى مجالس عزا همت مى‏گماشتند»(همان). اما ، عزداری به صورت یک ایدئولوژی «با روی کار آمدن دولت صفویّه و در آوردن مملکت به صورت کشور شیعه و مقتدر[شکل می گیرد]. سرودنِ شعر در مدح و رثای ائمه ی[اطهار] و شهدای کربلا برای شاعران افتخار بس بزرگ محسوب می‎شد و این تأثیر فراوان بر آیین سوگواری محرم گذارد، به گونه‎ای که تظاهرات شکوه‎مند شیعیان در محرم هر سال، در نشر و اشاعه‎ی مذهب تشیّع در فلات قارّه ایران، مساعدت فراوانی کرد. در این زمان کتاب «روضة الشهداء» به رشته‎ تحریر درآمد و قوه‎ محرکه ‎ای شد برای پیدایش مراسم محرم که از بطن آن، سبک تازه‎ای از فعالیت به نام روضه‎ خوانی یا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد»(همان).

عزاداری در ایران

روندِ عزاداریی که در بالا ذکر گردید، نشان داد که عزاداری پر فراز و نشیب ترین فرآیندی است که تاریخ به خود دیده است. به نظر می رسد، رسمی بودن عزاداری در حکومت های مختلف به این دلیل می تواند باشد که عزاداری «توسطِ اشراف وپادشاهان به دلیل ایجاد یک ایدئولوژی قوی که سبب همبستگی بیشتر مردم در کشور شود، به رسیمت شناخته شده بود»(رضاپور،1388). اما، مردمی شدن عزاداری به گفته مظاهری(1387) به این دلیل است که عزاداری«اولاً، یکی از مقولات دین است نه دین و ثانیاً، یکی از آیین های دینداران است نه یک منسک دینی. به همین دلیل این آیین که توسط امامان شیعه پایه ریزی شده بود، پس از چندی با فرهنگ ایرانی آمیخته و درآن نهادینه شد و صورت دیگری یافت که بکلی با نمونه ساده و اولیه اش تفاوت داشت؛ صورتی که توسط خود دینداران [مثل شعیان ایرانی] و به تناسب فرهنگ و باورهای آنان و نیز قرآئتی که در هر عصر از مذهب شیعه و قیام امام حسین(ع) داشتند، تعریف شده بود»(مظاهری،199:1387). علاوه بر این، پس از انقلاب اسلامی در ایران، «به تبع تنوع مدل های دین داری در جامعه ی امروز با تنوع مدل های عزاداری و هیات های مذهبی نیز مواجه هستیم [که درکل]، می توان آن را به سه گونه اصلی«سنتی»، «انقلابی»و «عامه پسند» تقسیم کرد که با کمی تساهل، هیات های انقلابی را به دینداری خواص وهیات های عامه پسند به دینداری عامه متعلق دانست و هیات های سنتی را هم در میانه این دو جای داد»(مظاهری،2001387). منظور از دینداری خواص، دینداری روحانیون، روشنفکران و اقشار برتر و فرادست جامعه است که در ساحت فرهنگی و معرفتی نیز قرار می گیرد، حال آنکه دینداری عامه مختص توده مردم است. بدین صورت باید گفت که گونه عامه پسند، شامل «هیات های مذهبی هستند که در سال های اخیر و در برخی شهر های بزرگ وصنعتی ایران ظهور کرده اند...[واز سوی]، ظهور چند جریان اجتماعی در مجامع مذهبی و انقلابی در نیمه دوم دهه هفتاد، زمینه و بستر مناسبی برای رشد و گسترش این جریان را فراهم نمود. تغییر پاره ای از نگرش در باره روحانیت، رواج جریان های شبه عرفانی و رواج گرایش تساهل مدارانه فرهنگی در جامعه و سرایت آن به مجامع مذهبی از مهم ترین این جریان هستند. علاوه براین عوامل بیرونی ، دو عامل درونی هم در این رشد دخیل بوده اند: اولی، سهولت در تاسیس یک هیات عامه پسند در مقابل دشواری تاسیس گونه های دیگر، و دیگری مداحی عامه پسند که واجد شاخصه های چون جذابیت، جوان پسند بودن و نوآوری در ارایه سبک های پرهیجان و جذاب سینه زنی است»(همان،201).

تحلیلِ وبلاگ ها

بازنمایی گفتمان سیاسی

اولین وبلاگ در این مطالعه با عنوانِ «از شکاف اُحد ندایی می آید که برگردید...»[25]، مطلبی با تیترِ«لبیک یا حسین»[26] دارد که به تاریخ دوم دیماه برابر با ششم محرم سال 1431 ق. درج نموده است. مطلب با غیبتِ «حسینِ زمان» شروع می شود:«حسینتان هرچند غایب است، اما یزید کم نیست. پس می توان حسینی بود همچنان که یزیدی کم نیست. حسینتان اینبار به لبیک انگشت شماری «کربلا» نمی آفریند، چراکه اهل کوفه در قامت دیگران کم نیستند. حسینتان اینبار تاوان تن زخم خورده ی مُسلمش را بدجوری می گیرد»(نگارنده وبلاگ). به نظر می رسد، نگارنده این وبلاگ معتقد به ادامه راه حسینی که همانا راه ظلم ستیزی است، می باشد. او از غیبتِ حسینِ«تان» سخن می گوید که دلالت بر غیبتِ مهدی موعود دارد و از گستردگی یزید که نماد ظلم و کینه است در جهانِ تشیع. این پاراگراف، دال بر این نکته است که کربلای دیگری در راه است که تفاوت عظیم با کربلای سال 61 قمری دارد. ممکن است، «گرفتن تاوان زخم مسلِم بن عقیل» نشانه ای باشد که بر مظلومیتِ نماینده مهدی موعود یعنی «ولایت فقیه در زمان حال» دلالت می کند. این مطلب، ضمن تاکید بر پیروزی کربلا، «تاریخ انسانی و الهی» را مد نظر قرار داده و با آمدن مهدی(عج) آن را میسر می داند. مثلاً : «مهدی که بیاید همه ی نقش عاشورا به ظهور می نشیند و تاریخ از آن پس دیگر انسانی نیست؛ الهی می شود»(همان). منظور از تاریخ انسانی والهی، نوع حکومت است. حکومتِ الهی که در آن خداوندِ متعال و دستورات او منبع قانونی است که بر اساس حکمت، مصالح و شناختی که از ابعاد وجودی انسانی دارد تشریع می شود. «درحکومتِ الهی حاکم باید معصوم بوده، از مدیریت و علم به قوانین برخوردار باشد تا جامعه را بر طبقِ قوانینِ الهی اداره کند. حاکمیت در حکومتِ الهی از آن خداوند است و همه افراد، از جمله پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) و در عصر غیبت حاکمان اسلامی، مطیع خداوند[متعال] و اجرا کننده قوانین و احکامِ الهی هستند»(پایگاه حوزه،1388)[27]. در انتهای مطلب این وبلاگ ابتدا، به فلسفه کربلا و یا قیام امام حسین(ع) اشاره می کند :«بلاگردان هر ساله آمده تا به ابتلا بكشد مدعيون اصلاح را! صدايي مي‏گويد: تنها براي طلب اصلاح در «امت جدم» خروج كردم، به خدا كه مرگ را جز سعادت و زندگي در كنار ظالمان را جز ننگي شرم‏آور نمي‏دانم. وای به حال آنکه از امت نفس مطمئنه باشد ولی سر دچار نفس اماره. اين قوم اصلاح نمي‏خواهد؟»(نگارنده وبلاگ) و سپس، همگان را برای پیوستن و تجدید میثاق فرا می خواند :« اي همه‏گان! اين‏بار اگر پیش روی مسلم قيام نكنيم قائم نه‏تنها نمي‏آيد كه تا همين‏جا را هم آمده شايد بازگردد. چشم حسین به تن مسلم عزیزش است که نکند جسارتی بشود به او. مسلمِ حسینِ زمان ما سالیانی بیش نیست که آمده است. آمده تا پیغام ولایت برساند. ببیند آیا می ارزیم به عرضه ی ولایت؟ ببیند فهمیده ایم که «آقا»ی این دنیا کم است؟ «صاحب» این دین «غیبت» خورده؟ خود را تمام قد در محراب افراشته تا ببیند که کسی هست که اهل کوفه نباشد و تنهایش نگذارد؟»(همان).

به نظر می رسد که مطلب این وبلاگ یک نوع گفتمانِ سیاسی که همراه با ایدئولوژی مذهبی است را دنبال می کند. اساساً« ایدئولوژی ها چارچوب هایی بنیادی برای ساماندهی آن دسته از شناخت های اجتماعی هستند که میان اعضای گروها، سازمان ها یا نهاد های اجتماعی مشترک اند»(ون دایک،428:1382). بر این اساس، ایدئولوژی مذهبی که در بین تمام طبقات متفاوت و اقشار مختلفِ ایران شناخته شده و یک پیوند مشترکی را نیز به وجود آورده است، از یک سو در اینجا محور اصلی بحث قرار گرفته است و از سوی دیگر، زمینه یا بافتِ «گفتمان سیاسی» را فراهم نموده است که در آن تشبیهات اعتقادی-مذهبی  به نفع یک جناح خاص صورت پذیرفته است.  علاوه بر این ، هر چند، درانتقال معنا از تقابل معنایی مثل، «یزید و امام حسین» ویا«کربلا و کوفه» استفاده شده است تا گفتمانِ پیروزمندانه سیاسی بیشتر در کرسی بحث بنشیند، اما، قدرت «ایدئولوژی مذهبی» زمینه را جهت فهم مخاطب بیش از آن به نفع قدرتِ حاکم آماده می کند. به عبارت ساده تر، زمانی که مُسلم نماینده امام حسین(ع) دالی می شود تا ضمن دلالت بر ولایت فقیه که نماینده مهدی موعود تلقی می گردد، قدرتِ مشروع مذهبی را نیز کسب کند تا حقانیت خود را به اثبات برساند. به همین جهت است که «همه گان» به تبعیت از ولایت فراخوانده می شوند تا زمینه ظهور مهدی مهیا گردد. درکل، نقش مُسلم که بازنمایانده رنج ومحنت است به ولایت فقیه منتسب شده است وگویای این واقعیت که مردم ایران در حد انتظار قدر این نعمتِ الهی را نداسته اند و مسبب این امر «مدعوین اصلاح» است که به ابتلا کشیده خواهد شد.

دومین وبلاگ مورد تحلیل، عنوان«تا هنوز»[28] را دارد و مطلبی با نامِ «محرم، باز ما آمدیم»[29]. نگارنده ی وبلاگ، مطلب فوق را بتاریخ 26 آذرماه سال جاری که مطابق بود با 29 ذیحجه سال1430.ق. یعنی، یک روز مانده به ماه محرم، نوشته است. در ابتدا، مطلب حاضر نشان دهنده این است که محرم ماه عزا است و در این ماه عزاداران حسینی می بایست خود را جهت عزاداری آماده کنند. اما، خواندن چند سطری از آن معانی متفاوتی را در ذهن تداعی می کند. سطری اول، دارای مفاهیمی است که ضمن یاد آوری بعضی رفتار ها و منش های عزاداری که یک اصل در رویکرد انقلابی بشمار می آید، به یک ایدئولوژی خاص سیاسی تاکید می کند که در آن یک نوع اجبار برای انجام مناسک دینی وجود دارد. مثلاً:«باز ما آمدیم...باز یادمان آمد...باز اشک می ریزیم...اینبار برای خیلی چیزها...برای حسینمان...برای امام عصرمان، برای امام انقلابمان، برای رهبر انقلابمان...برای خودمان»(نگارنده وبلاگ). واژه های «باز» و«برای» که بطور مکرر در یک سطر آمده اند، دالی های هستند که تاکید بر یک امر اجباری دارند. علاوه بر این، جملات کوتاه بیانگر وضعیتی است که حساسیت در آن به سببِ «تاکید»، بیشتر است. دراینجا، تاکید بر «گریه» کردن است. گریه برای برای ارزش های جمعی مثل؛«حسین(ع) مان»، «امام عصر(عج)مان»، «انقلاب مان»، «رهبر انقلاب مان» به ویژه «خودمان». بدین صورت، سطر اولی مشخص کننده وضعیتِ اجبار گونه است که در آن ممکن است ارزش ها به سبب اجبار در معرض خطر قرار گیرند وهمینطور، سطری دومی این مطلب، با استفاده از واژه«محرم» تقریباً یک نوع بیان سیاسی را دنبال می کند که در آن ضمن تکرار واژه «باز» به اخلاقیات انسانی مثل، «نامردی» مان و «ناآدمی» مان تاکید می کند. مثلا: ً«محرم! باز ما آمدیم که برای نامردیمان...برای ناآدمیمان به تو وصل شویم...باز آمدیم که یادی از "انسان های واقعی"  بکنیم و خاک بر سر ناآدمیمان بکنیم...»(نگارنده وبلاگ). قرار گرفتن واژه و جملات کوتاه در کنارهم که معنای تقابل را نیز به همراه دارد، به فهمِ این اعتقاد بیشتر کمک می کنند که معتقدین(حوزه مخالف دولت) مجبور شده اند، در زیر پرچم ظلم نامردی ها بسر برند. حال، با آمدنِ«محرم»، باگرفتن الهام از مکتبِ آزادی امام حسین(ع) و «انسان واقعی» بودن در برابر «ناآدمی» ها می بایست، مقاومت کرد. بدین ترتیب، سطر دوم در حال بازنمایی نمودن مسئله درگیری دو جناح سیاسی است که اخیراً پس از انتخابات به اوج خود رسیده است. سطر آخر این مطلب ، به خوبی گواهی بر صدقِ برداشت های بالا از این مطالعه است که آرزو می کند: «محرم! باز آمدیم که به تو وصل شویم که بگیری جلوی وحشانیت ناآدمیان را...محرم...امسال هم یتیم آمدیم...امسال هم بدون امام عصرمان ما را بپذیر...اما تورا به حسین زهرا...سال بعد مرده بخواهمان...ولی یتیم نه...»(نگارنده وبلاگ). همانطور که ذکر شد، این سطر به نوعی یک آرزو به عبارت مذهبی، یک دعا تلقی می شود. می دانیم، دعا نمودن یا آرزو کردن زمانی صورت می پذیرد که مانع بزرگی سد ره گردد و به تبع فرد دعاگوی و یا آرزومند از رفع آن عاجز باشد. بدین اساس، مطلب فوق بیانگر این امر است که نگارنده ی آن طرفداری جناح سیاسی مخالف دولت که در حال حاضر به درستی نمی تواند کاری از پیش برند. به عبارت دیگر، مطلب حاضر ضمن انتقاد از روند اجباریی که جریان دارد در حال بازنمایی کردن یک گفتمان سیاسی است که در آن دولت غالب است و جناح مخالف مغلوب.

بازنمایی فرهنگ عامه پسند

سومین وبلاگ مورد تحلیل، وبلاگی است که عنوانِ«اینجا؛ پانصد متری دیر مغان»[30] را با خود دارد. نگارنده  وبلاگ که بیشتر مایل به بحث و نظریه پردازی در مورد واقعیت های اجتماعی است، مطلبی نیز بنام «آخرین سنگر سنت»[31] به مناسبتِ ماهِ محرم نوشته شده وبحثی را دنبال می کند که توسط استاد در کلاس درس مطرح شده و به تبع دانشجو، پیرامون آن نظر خویش را اعلام داشته است. مطلبِ فوق، هرچند با جمله ای استاد که معتقد است: «مجالس عزاداری، آخرین سنگرهای سنت در جهان مدرن ما هستند»، شروع شده است، اما، نویسنده سعی نموده تا با استفاده از واژه ها وتوضیحِ هیجانی در باره مراسم عزاداری امام حسین(ع) ثابت کند که نمی شود، «حضور» در مراسم را به دیگران منتقل کرد. به همین دلیل، نویسنده ی مطلب در ابتدا به مقوله «ضعفِ زبان» در انتقال معنا در قالبِ گفتاری و نوشتاری پرداخته و سعی نموده است تا در ادامه ی حرفِ استاد تشریح کند که چگونه مجلس عزاداری می‌تواند «فرصت حضور» در «فضای سنت» را فراهم کند و سپس به روال کلی یک مجلس عزاداری پرداخته است که در آن تجارب یک عزاداری روایت می شود و می گوید:« اولین مرحله سخنرانی است. خطابه. نه ارائه‌ی یک مقاله‌ی علمی. یک خطابه. همراه با روایات و احادیث و مزاح و مثال. یک گفتگوی رو در رو وحضوری. که هیچگاه هیچگاه هیچگاه «خواندن» جای آن را نمی‌تواند بگیرد. آخر سخنرانی، از فضای اقناعی، وارد فضایی احساسی و عاطفی می‌شویم. مصیبت خوانی. چشم‌ها به اشک می‌نشیند و عزادار آماده‌ی «حضور» در مرحله‌ی بعد می‌شود. مرحله‌ی بعد سینه زنی است. از زبان معمولی وارد شعر شده ایم... نثر در وزن نظم احاله شده است... عنصر احساسی زنده‌تر و پررنگ‌تر می‌شود. و از طرف دیگر، ما تنها با خطابه‌ی یک طرف با طرف دیگر مواجه نیستیم. از اینجا همه در عزاداری شریک‌اند. بخشی از نوحه را عزاداران «جواب» می‌دهند. یعنی گفتگو کاملا دو طرفه می‌شود. از طرف دیگر سینه‌زنی شروع می شود. سینه زنی، خود هر فرد را با دیگر سینه زنان و با مداح وارد یک روح جمعی می‌کند. فردیت‌ها شکسته می‌شود و همه در روحی واحد به هم می‌پیوندند و یکی می‌شوند. بدنها، تمایز خود را رها می‌کنند. اما زبان همچنان حضور دارد. شعرها رد و بدل می‌شود و همچنین نظم در سینه زنی نیز باید رعایت شود»(نگارنده وبلاگ). استفاده از واژه های مترادف ومتقابل مثل؛ «سخنرانی» و«خطابه» که در مقابلِ «ارائه مقاله علمی قرار می گیرند، در این پاراگراف ضمن تفهیم معنایی در مخاطب بیانگر وضعیتی است که در آن فرهنگِ دینی عامه ویا هیات عامه پسند در حال شکل گیری است. در واقع، این مطلب در حال بازنمای نمودنِ دینداری عامه است نه دینداری خواص. زیرا، دینداری عامه «باهیجان اجتماعی و دینی [همگام است و می توان گفت که] این دین ، دین عاطفی و احساسی است و با هرحرکتی می تواند مردم را برای فضای جدیدی آماده کند [مثل، فضای اقناعی ، عاطفی واحساسی] و می توان از این طریق ، مردم [در اینجا عزاداران] را تهیج و یا با سرو صدا و از یکدیگر بیگانه ساخت»(بهار،08:1388)و در عین حال، وارد یک عمل جمعی نمود.اما، «دینداری خواص، دینداری روحانیون، روشنفکران واقشار برتر و فرادست جامعه (در ساحتِ فرهنگی و معرفتی) محسوب شده و بیشتر مستند ومبتنی بر فرهنگ نوشتاری(نصوص دینی)» است.(مظاهری،195:1387). نویسنده وبلاگ در ادامه بحث، بازهم روایتگری می کند و ازمرحله سوم که «شور» در آن حاکم است، سخن به میان می آورد:«در شور، تمام تمایزهای فردی که «سوژه‌ی مدرن» در آنها منزل می‌گزیند، شکسته می‌شود. انسان‌ها از خود برون می‌آیند. سوژه که تا اینجای کار در گرمای احساس رقیق شده است، در این مرحله تبخیر می‌شود. لباس‌ها را می‌کنند. هر چند در رنگ واحد سیاه قبلی هم آنچنان تفاوتی نیست اما با کندن لباس‌ها، پرده‌ها کنار می‌روند... ساختارها و تفکیک‌ها برمیخیزند. حتا دیگر ما گزاره‌ای که حامل معنا باشد نداریم... جمله‌ها، چه نظم و چه نثر دیگر حضور ندارند... تنها یک «ذکر» کوتاه مانده است. یک کلمه... دیگر سینه زنی منظمی هم وجود ندارد... همه چیز در سیلان، بی نظمی، تعلیق و غوطه‌وری شگفتی فرو می‌رود. همه چیز در حال رقص است... و تکرار و تکرار و تکرار...»(همان). مرحله سوم که نویسنده ی مطلب آن را شور نامیده است، خود گواهی دیگری است بر ادعای بازنمایاندنِ فرهنگ عامه پسند که در آن هیات های عزاداری عامه پسند بعضاً«به مدد وسائل صوتی، فارغ از تعداد اعضای حاضر در مجلس که بر حضار تاثیر روانی زیادی وارد می آورد و آنها را به تحرک و سینه زنی پرشور وا می دارد »(مظاهری،215:1387)، مواجه هستند. بر همین اساس، نویسنده مطلب نیز نتیجه ای از این بحث می گیرد که «زبان نمی‌تواند توضیحش دهد... باید حضور داشته باشی تا درک کنی... خلاصه کنم: اصلا من هم با شما همسخن می‌شوم که این نوع عزاداری غیر عقلانی، دیوانه‌وار و کم‌خردانه، موجب عرفان زدگی و انحراف بسیاری می‌شود... قبول اصلا. خیلی جاها راه انحراف هم ممکن است در پیش بگیرد اما مصرانه باید بگویم که اگر کسی قرار باشد که از خود برون آید در این شهر تهی از عشاق، تنها از همین مجالس برخواهد خاست و لاغیر. در این آخرین سنگرهای سنت است که ذهنیت سوژه در هم شکسته می‌شود و امکان عبور از مدرنیته پدید می‌آید»(نگارنده وبلاگ). واژه های «غیر عقلانی»، «دیوانه‌وار» و «کم‌خردانه» که به نوع عزاداری نسبت داده می شود، خود دلالتی دیگری است در جهت باز نمایاندن دینداری عامه پسند که در آن هیات های عامه پسند به این عملکرد مفتخر اند. در کل، از این مطلب که طرفدار هیات های عامه پسند است، چنین بر می آید که این هیات ها با ویژگی ها مثل، «جوان گرایی» در عضوگیری، «منفک» از شریعت یا همان فقه، ویا با کارکرد «هویت نمایی»، «تبلیغات» و«کالایی شدن» دین (مظاهری:208،219،1387) با دینداری رسمی که همان دینداری روحانیون، روشنفکران و افراد فرادست جامعه و مورد تائید حکومت نیز است، در تضاد قرار می گیرد. بدین معنی که مطلب فوق حاوی گفتگوی است که در حیطه ای «انتقادی- سیاسی» قرار می گیرد که در آن «مخالفت» و «اظهارِ هویت» اصل این گفتمان را شکل می دهد.

در نتیجه

همانطور که درابتدا، این مطالعه مفروض بر این بود که مسائل وحساسیت های سیاسی در جامعه ممکن است بر نظرات دانشجویان تاثیر گذارده و نسبت به مسئله ی عزاداری امام حسین(ع) روایت یکسانی نداشته باشند، این ایده را نیز تقویت می کند که دانشجویان در فضای مجازی و با استفاده از «وبلاگ» به عنوان یک رسانه توانسته اند بازنمایی های متفاوتی را به نمایش گذارند. بازنمایی از گفتمان های سیاسی همراه با ایدئولوژی مذهبی از منظر جناح حاکم و جناح مخالف. جناح حاکم با تاکید بر ولایت فقیه که نمایندگی از امام عصر مهدی موعود دارد، متعقد است که این نماینده مانند«مُسلم» از دستِ خودی ها تنها مانده است. یعنی، مردم در عصرِ حاضر به حرف این مقام که هدایت به ره الهی را عهده دار است، چندان عمل نمی کند وگوش شنوایی ندارد. بدین سان، از همگان می خواهد تا در مقابل «یزید یان» که مسبب این وضعیت است، قد علم نموده به یاری نماینده ی مهدی موعود بشتابند تا باشد که زمینه ظهور حضرت مهیا و یک حکومت الهی برقرار شود. اما، مطالب دو وبلاگ دیگر که بازنمایی از جناح سیاسی مخالف دولت را به عهده دارند، گفتمان سیاسی از منظر منتقد دولت را انعکاس می دهند. هر چند وبلاگ دومی از این جناح (در تحلیل سومی) به نظر معمولی و عام گونه می رسد و یک دینداری عامه را بازنمایی کرده است، اما در اصل، با عملکرد مخالف شعائر جناح رسمی که از دینداری خواص حمایت می کند، منتقد به شمار می آید. شاید به همین دلیل باشد که هیات های عامه پسند، اخیراً از سوی نهاد های دینی رسمی کشور به باد انتقاد گرفته شده است. وبلاگ اولی از جناح سیاسی مخالف دولت(در تحلیل دومی) مانند وبلاگ طرفدار جناح حاکم، گفتمان سیاسی با ایدئولوژی مذهبی همراه دنبال می کند. این وبلاگ بیان گر مسئله اجبار در جامعه است و به نوعی مشخص می کند که هیچ اختیاری فرد در آینده خودش ندارد. بدین ترتیب، دست به دامان امام حسین(ع) می شود تا با الهام از این مکتب دست زورگویان را کوتاه کنند.

این نگاه که دانشجو به عنوان یک فرد آگاه از ماهیت رسانه ای و مطلع نسبت به پدیده ای دینداری رویکرد متفاوتی نسبت به سایر رسانه های جمعی دارد، منتفی است. همانطور که این مطالعه نشان داده است که ماهیت رسانه ایجاب می کند تا بازنمایی پدیده ها را، از طریق فرهنگِ ویا زمینه اجتماعی به منصه ظهور برساند، دانشجویان نیز به عنوان ارتباط گر و وبلاگ های شان به عنوان یک رسانه بازنمایی های خاصی را با توجه به زمینه های فکری و اجتماعی شان داشته اند. البته، یاد آوری این نکته حائز اهمیت است که هر چند دانشجویان به دلیل گرایشات سیاسی شان با استفاده از مسئله دینداری یا مذهبی تا حدی توانسته باشند یکی بر دیگری غالب شوند ویا به عبارت ساده تر، مذهب را تبدیل به وسیله توجهات سیاسی نموده و از طریق این امر ارزشی به مناسبات سیاسی خویش مشروعیت ببخشند، و همینطور، درمراسم های مذهبی بیش از آنکه از امر مذهبی و دینی صحبت به میان آید، از امر سیاسی و اتهامات سیاسی سخن گفته می شود که این روند ممکن است در آینده سبب بروز یک دینداری جدید درجامعه دانشجویی شود.

این مطالعه نیز مشخص نمود که اگر شیوه عزاداری دانشجویان را بر اساس هیات های مذهبی تقسیم کنیم، باید به سه گونه متفاوت اشاره نمایم که عبارت اند از: «هیات انقلابی با تاکید بر طرفداری از جناح حاکم»، «هیات انقلابی با تاکید بر مخالفت جناح حاکم» و « هیات عامه پسند که متمایل بر مخالف با جناح حاکم».

منابع:

·        بهار، م. (1388)، جزوه کلاسی درس دین ورسانه های جمعی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

·        روزنامه خراسان(3/10/1388)، http://www.khorasannews.com

·        رضاپور، ح. (1388)، جزوه کلاسی درس انقلاب اسلامی و ریشه های آن ، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

·        رضانیا، آ. (1387)، مقاله؛ گم و گور می شوند، سایت مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری.

·        سروی زرگر، م. (1387)، مقاله در آمدی بر فضای مجازی ، سایت مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری .

·        دانسی، م. (1387)، نشانه شناسی رسانه ها، ترجمه گودرز میرانی و بهزاد دوران، نشر چاپار و آنیسه نما.

·        عاملی، س. ر.(1388)، جزوه درسی مطالعه فضای مجازی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

·        هینس، ج. (1381)،دین، جهانی شدن و فرهنگ سیاسی جهان سوم، تهران، نشر پژوهشکده مطالعات راهبردی، ترجمه ارژنگ کیانی.

·        مهدی زاده، س .م. (1387)، رسانه ها و بازنمایی ، تهران، شر دفترمطالعات و توسعه رسانه ها.

·        مظاهری، ح. م. (1387)، رسانه شیعه؛ آیین های سوگواری و هیات های مذهبی در ایران، تهران، نشر بین الملل.

·        میورا، آ. و یاماشیتا،ک. (1388)، مقاله؛ مولفه های اجتماعی و روان شناختی بر وبلاگ نویسی، سایت مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری .

·        ون دایک، ت. (1382)، مطالعاتی در تحلیل گفتمان : از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی، ترجمه پیروز ایزدی ودیگران، تهران نشر مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

·        ویندال، س. و دیگران(1387)، کاربرد نظریه های ارتباطات ، ترجمه علیرضا دهقان، نشر جامعه شناسان.



[1] . Cyber Space

[2] . Digital

[3] .Social environment

[4] . Effective Communication

[5] . Representation

[6] . on line

[7] . Castell, Manuel

[8]. Computer Mediated Communication: CMC

[9] .Robins, Kevin & Webster Frank

[10] . Cognitive ecology

[11] . Ritual

[12] .Calvert & levis (2002:199)

[13] . Context

[14] .Visual Signifier

[15] .Signifying Order

[16] . Michel Foucault

[17] . Interconnected Fabric

[18] . Online

[19] . آساکو میورا ‌(Asako Miura)

[20] . کیومی یاماشیتا (Kiyomi yamashita(

[21] . Psychological and Social Influences on Blog Writing

[22] . Blog

[23] . Comment

[24] . Trackback

[25] . http://ohod30.blogfa.com/

[26] . http://ohod30.blogfa.com:80/post-27.aspx

[27] . پایگاه اینترنتی حوزه، مقاله انواع حکومت: فلسفه سیاست، به نقل از موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

[28] . http://www.rutin.blogfa.com/

[29] . http://www.rutin.blogfa.com/post-95.aspx

[30] . http://deir.blogfa.com/

[31] . http://deir.blogfa.com:80/post-170.aspx

نوشته شده توسط یوسف احمدی در 17:17 |  لینک ثابت   •